اولین لقمه ی نون
از اون جایی که غذا خوردنت با هزار تا ادا و اصول هست و به این راحتی ها غذا نمی خوری ،غذاهای جامد رو خیلی تمایل به خوردنشون نداری و نمی خوری و من همیشه نگران بودم که نکنه عادت کنی به همین غذاهای نرم و دیگه غذای جامد نخوری و خیلی ناراحت بودم ....
ولی از وقتی دندونای آسیابیت در اومده خییییییییییییلی بهتر شدی و غذا رو می جوی ،قبلا قاشق غذا که می رفت تو دهنت بلافاصله صدای قورت دادنت میومد و درسته همه چی رو قورت می دادی ولی الان یه کم می جوی !
اولین بار هم جوجه کباب خوردی که دیدم داری میجوی ،قبلا اگه مثلا همین جوجه کباب بو بهت می دادم عق می زدی و بالا میاوردی و نمی تونستی بخورییش ،ولی الان دیگه برنج خودمون رو می تونی بخوری خدا رو شکر ،جویدنت هم انقدر بامزست ! غذا رو با زبونت میاری جلو که با دندونات بجویش ...
نون رو هم که قبلا اصلا نمی خوردی ولی امروز صبحونه بهت نون سنگک با خامه عسلی دادم و در کمال تعجب چند تا لقمه کوچولو خوردی و من خیییییلی خوشحال شدم و خدا رو شکر کردم که بالاخره پسر منم نون خور شد !!! چون یکی از دغدغه هام بود که تو چرا نمی تونی این جور غذاها رو بخوری و همیشه هر جا می خواستیم بریم باید حتما برات غذای مخصوص درست می کردم و برات می بردم ولی الان دیگه خیالم راحته که جایی که میریم گرسنه نمی مونی و می تونی هر چیزی رو تقریبا بخوری ...
شاید خنده دار باشه ولی باید مادر باشی تا بفهمی چی می گم ،ایشالا که همه بچه هایی که این جورین درست بشن !


اولین لقمه ی نون
